عصر ما عصر فریبه ، عصر اسمهای غریبه

عصر پژمردن گلدون ، چترهای سیاه تو بارون

شهر ما سرش شلوغه ، وعده هاش همه دروغه

آسموناش پر دوده ، قلب عاشقاش کبوده

کاش تو قحطی شقایق ، بشینیم توی یه قایق


بزنیم دلو به دریا ، منو تو تنهای تنها


خونه هامون پرنرده ، پشت هر پنجره پرده

قفسها پر پرنده ، لبهای بدون خنده

چشمها خونه ی سواله ، مهربون شدن محاله

نه برای عشق میلی ، نه کسی به فکر لیلی

کاش توقحطی شقایق ، بشینیم توی یه قایق

بزنیم دلو به دریا ، منو تو تنهای تنها

اونقده میریم که ساحل ، از منو تو بشه غافل

قایق رو با هم میرونیم ، اونجا تا ابد میمونیم

جایی که نه آسمونش ، نه صدای مردومونش

نه غمش نه جنب وجوشش ، نه گلای گل فروشش

مثل اینجا آهنی نیست ، پس ببین یادت بمونه

کسی هم اینو ندونه ، زنده بودیم اگه فردا،

وعده ی ما لب دریا





تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۱٧ | ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفــــــــــــے | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.