دیشب در خواب ناگهان خدا در گوش من گفت:

تو را چه به عشق. . .

گفتم چرا؟

گفت تو خوابی و عشقت در آغوش دیگریست  . . .

لبخندی زدم و گفتم :

خدایا این مخلوق توست . . .

شاید تو خوابی که خبر از رسم دنیایت نداری . . . 

برگرفته از وبلاگ:خاطرات خش دار

 





تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٧ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفــــــــــــے | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.